X
تبلیغات
رایتل

سلام به همه عزیزانی که توفیق داشتم در این وبلاگ میزبانشان بود م سال نو  برایتان نوبر های از خوبی ها و زیبایی ها برای زندگیتان به ارمغان بیاورد و سالی مملو از خوبی و خوشی برایتان رقم بخورد انشاء الله 

از سال جدید به حول قوه الهی با وب سایت مرصوص اندیشه به آدرساندیشه سرای مرصوص | وب گاه اندیشه دینی و تربیتیmarsusandish.ir  در خدمت مشتاقان خواهیم بود 

خواست های ما

با خود در مورد خواسته می اندیشیدم این سؤال مرا به خود مشغول ساخت که حقیقتا انسان ها چقدر خواسته دارند و چه می خواهند و آیا آنچه می خواهند با آنچه در توان دارند تناسب دارد و آیا آنچه می خواهند معقولانه و مطابق با موازین است و یا خواسته های بر آمده از هوا و هوس و توهم و تخیل.

بدون شک انسان ها می خواهند؛

از آب و نان گرفته تا نباتات و حیوانات ، انسان ها و ...

انسان ها آب را برای رفع تشنگی و نان را برای رفع گرسنگی می خواهند ، می خواهند چون احتیاج دارند و می دانند که محتاجش هستند و خوب می دانند که اگر نخورند و نیاشامند از پا در می آیند و سر از نیستی و هلاکت در می آورند پس برای ماندن باید خورد .

انسان ها به نباتات و  حیوانات احتیاج دارند برای لذت بردن ، برای به قدرت رسیدن ، برای سلطنت داشتن ، برای مالکیت ، برای ماندن ، برای راضی نگه داشتن قوه شهوت ، برای پاسخ دادن به قوه توهم و تخیل

انسان ها می خواهند هم نوعان و انسان های دیگر را برای بهره جویی ، برای استثمار و بهره کشی ، برای استفاده از تجارب و اندیشه ها ، برای همکاری و همیاری .

بلاخره انسان ها می خواهند زن ، بچه ، ساختمان ، ماشین ، پست و مقام ، سلطنت و قدرت ، دانش و معرفت و .....

اما در بین این خواسته ها میلیون ها انسان یک ابرمردی برای ملتش ، امتش از خواستن معنای دیگری را ترجمه کرد او چیز دیگری می خواهد فراتر از هر خواسته ای و بزرگتر از هر داشته ای .

آری او می خواهد ، شرافت را ، عزت و عظمت را ، آزادی و انتخاب را ، آری تمام خواسته او این است که ملتی و امتی از چنگال غارتگران شرافت و منزلت و کرامت رهایی یابد و آزاد شود او می خواهد آزادی را ، استقلال را ، انتخاب سر نوشت را ، او می گوید باید ملت ها خود سر نوشت خود را رقم بزنند او می  خواهد هیچ کس نا توانی زیر پایی ظالمی نباشد او می خواهد هیچ مستبد و خود رأیی حق انتخاب دیگران را لگد مال نکند .

آری او خواست و توانست و کرد آنچه که می خواست او تمام قد در مقابل تمام زیادی خواهی ها ایستاد تا مردمش ، امتش سر بلندانه بایستند و حق انتخاب داشته باشند.

آری او می گوید همه چیز به خواست مردم است و من خادم این مردم او به امتش گفت آیا جمهوری اسلامی را می خواهید ؟ بگویید آری یا نه ، نه یک کلمه بیشتر و نه کمتر او گفت آیا قانون مبتنی بر اسلام را می خواهید ؟ آیا اصل ولایت فقیه را می خواهید ؟ آیا قانون اساسی را می خواهید ؟

آری او می خواست تا امتش بخواهند آنچه او می خواهد اما نه به زور نیزه و نه به زور زر و تزویر نه به تحمیل مستبدانه و نه به تبلیغ عوام فریبانه او امتش را بر خواسته هایش تحمیل نمی کرد او بی جا تبلیغ نمی کرد او برای به کرسی نشاندن خواسته های خود ملتی و  امتی را تحقیر نمی کرد و از پیش خود برای امتش تصمیم نمی گرفت هر جا لازم بود از مردم اذن و اجازه بگیرد اذن واجازه می گرفت.

او به ما آموخت که بخواهیم آزادی را ، انتخاب را ، حق تعیین سر نوشت را، برای او فرق نمی کرد که مردم کدامین را انتخاب کنند مهمترین خواسته اش این بود که مردم خود انتخاب گر باشند گر چه بهتر از هر کس می دانست فطرت های پاک و وجدان های سالم بدون ارعاب و تهدید و تطمیع آن خواهند خواست که او می خواهد .

آری او خوب می داند که بین ذلت و عظمت فطرت های پاک عظمت را بر خواهند گزید

آری او به ما خواستنی فراتر  از زن و بچه و ساختمان و قدرت و سلطنت و .... آموخت او به ما آموخت که برای انتخاب و آزادی باید از مال و جان و زندگی گذشت و بین ماندن بدون آزادی و انتخاب و رفتن با آزادی رفتن را انتخاب کنیم .

نام او ، یاد او بر دل های تمام آزادی خواهان عالم حک شده است چرا که او مشق انتخاب را برای ما به ارمغان آورد .

سال روز عروج ملکوتی آن سالک کوی حق ، پیر جماران ، امام خوبان ، رهرو عرشیان امام راحل عظیم الشأن را گرامی می داریم باشد که از پیروان راستین مکتب و اندیشه های نورانیش باشیم

 

اندیشه ها

انسان ها در طول زندگی خود به چه می اندیشند ؟ دغدغه اصلی انسان ها چیست ؟ به چه می خواهند برسند ؟ از تلاش ها و کوشش های روزانه از هزینه کردن عمر و استعدادها و ظرفیت ها به دنبال چه می گردند ؟ آن عامل محرکی که استراحت و آرامش از انسان می گیرد و او را در دامن زمین به جنب و جوش وا می دارد چیست ؟ انسان ها در آمد و شدها به دنبال چه شدنی هستند و به چه می اندیشند ؟ آیا لازم است بدانیم به چه باید باندیشیم و دنبال چه باید باشیم ؟

1.      رفاه

2.      ثروت

3.      امنیت

4.      لذت

5.      ریاست

6.      دانش

7.      قدرت

8.      ادامه حیات

9.      رهایی و آزادی

10.  بندگی

11.  هیچی

12.  .....

نظر شما چیست ؟

در سال روز تولد انسانیت و ارزش های الهی و آسمانی و رهایی بشریت از طوق بندگی طواغیت و ظلمت ها و جهالت ها و فراهم شدن بستر های صعود و پرواز به سوی بی کرانه های حقیقت و معنویت که به برکت وجودی بعثت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فراهم شده است به جا است نگاه مختصری به یکی از شیوه و روش های هدایتی و تربیتی او بیندازیم و مشی و رفتار ظالمانه و جاهلانه وهابیت را که امروز به اسم های مختلف در ممالک اسلامی آتش افروزی می کنند در میزان حق و عدل نبوی به تماشا بنشیم و ببینیم آیا این جنایت ها و خیانت های که بر اسلام و مسلمانان روا می دارند و قتل و غارت های که به بهانه های واهی و به دور از اصول انسانی و اسلامی مرتکب می شوند و آبرو اسلام ومسلمانی را در بین ملل دنیا به ثمن بخس به حراج می گذارند و به متاع اندک لبخند جانیان و مستکبران عالم امریکا و اسرائیل دین و دنیای خود را می فروشند با مشی و مرام و سیره و روش و دستورات نورانی آن طلایه دار ارزش ها و قله نشین کرامت و انسانیت سازگاری دارد ؟.

 
ادامه مطلب ...

قیام امام حسین علیه السلام به لحاظ ساختار و قالب و محتوی با سایر قیام ها تفاوت دارد گر چه قیام همه انبیاء و صلحا فی سیبیل الله بوده است و لکن این قیام تفاوت های زیادی با آنها دارد از این که امام حسین علیه السلام در کانون توجه ائمه علیهم السلام قرار می گیرد به خاطر ویژگی هایی است که در این قیام وجود دارد می بینیم ائمه برای امام حسین احترام ویژه قائلند یعنی فقط و فقط برای امام حسین نه فرد دیگر یعنی یک جایگاه ممتاز و ویژه. روایتی را دیشب عرض کردم این روایت را من دوباره مطرح می کنم 

http://persiandrive.com/736588

از منظر قرآن نظام آفرینش نظام ملکی ملکوتی(ظاهر - باطنی) است و اگر ما باطن را درک نکنیم ظاهر فایده ندارد این ظاهر نمودی از آن باطن است به تعبیری دیگر فیزیک و متافیزیک، لفظ و معنا، قالب و محتوا درهم تنییده است. اگر شما این حقایق عالم را مورد توجه قرار دهید از این دو حال خارج نیستند یک ظاهری دارند و یک باطنیhttp://persiandrive.com/213705

وظیفه امروز ما در قبال حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها مؤسس مکتب عاشورایی چیست ؟

آیا امروز وظیفه ما اقامه عزا ومولودی برای حضرت زهرا و سیاهپوشی و چراغانی کردن معابر و مساجد و تکایا است

آیا امروز وظیفه ما از فضائل ومناقب زهرا سخن گفتن است و کرامات ومقامات او کتاب نوشتن و از غم و قصه های او حکایت کردن و از فدک و ارث شکوه کردن .

آیا امروز وظیفه ما کفایت کردن به نام فاطمه و اسم گذاری دختران ما به اسم اوست و بس و به نام او به دختران فاطمه جایزه و تشویقی دادن

آیا امروز وظیفه ما این است که موسوعه بنویسم و سایت و وبلاگی به نام او طراحی کنیم ومسابقه کتاب خوانی به نام او بگذاریم تا جامعه را با نام و یاد او زنده نگهداریم

آری سؤال اصلی این است که وظیفه ما چیست و فاطمه به چه راضی است ؟

ایا با این فاطمیه ها می توان در مقابل فرهنگ سکولاری که تمامی بسترهای معرفتی ما را قبض کرده است و اندیشه سکولار بر بدنه فرهنگی ما نفوذ کرده است جلوگیری کرد .

آیا می توان با این مراسمات و مناسبات در مقابل تهاجم بی امان فرهنگ عریان گری و سکولایزه کردن افکار و اندیشه ها ایستاد ؟

امروز چرا جوانان تن به ازدواج نمی دهند .

امروز چرا بعد از سی سال گذشت از انقلاب اسلامی سخن از دین گفتن در مراکز علمی تحجر است .

چرا هنوز دختران و زنان ما از زمنینان الگو برداری می کنند .

آیا می توان با این مقدار از یاد و نام فاطمه در مقابل فرهنگ بی تفاوتی و منیت خواهی و منفعت طلبی ایستاد ؟

آیا می توان امیدوار بود روزی دانش بریده از ارزش و ارزش های بریده از دانش همراه وهمگام شوند .

آیا می توان امیدوار بود روزی حیات طیبه ای به سراغ مان آید و نظام های سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، آموزشی و ... دین مدار و فضیلت محور بر اریکه قدرت تکیه زنند .

امروز وظیفه ما چیست

بدون شک مهمترین وظیفه امروز ما ساختن انسان های تعالی یافته و ارزش مدار است انسان های هدایت یافته و متجلی به نور الهی است انسان های ولایت مدار و حقیقت محور است انسان های خداخواه و فضیلت محور است انسان های که آسایشان و آراممشان در خطر کردن و به پا خواستن است .

برای ساختن چنین انسان های در این عصر زمانه چه باید کرد به کدام مکتب اخلاقی و تربیتی باید پناه برد و کدام اندیشه و دانش را باید مقدم دانست از کجا باید شروع کرد ابزار تربیت و روش تربیت ،دانش تربیت ، ساختار تربیت و ... از کجا باید به دست آورد  .

بدون شک نیاز امروز بشر همان نیاز دیروزی است اما نیازی پیشرفته تر، عمیق تر و ضروری تر نیازی که اگر به موقع مبتنی بر اصول اساسی پاسخ داده نشود یک انفجار بزرگ در راه است که در آن جز تباهی و هلاکت انتظار دیگری نیست .

بشر امروز نیاز به خدا دارد و محتاج انسان های خدامحور است و برای خدامحوری راهی جز دست یابی به سیستم ولایی و امامتی نیست تنها راه برای دست یابی به آن بر خورداری از فرهنگ فاطمی است باید گفتمان فاطمی حاکم شود و تربیت فاطمی به عنوان یک نظام تربیتی پرتو افکن شود و ساختارهای جدید مدیریتی مبتنی بر آموزه های نورانی صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها شکل گیرد و تربیت شدگان فاطمی صدر نشین شوند و هر کسی به قدر فهم و درکش از فاطمه منصب دار شود .

وظیفه امروز ما در قبال فاطمه چیست

1.        تأسیس بنیاد فاطمه شناسی که در آن بنیاد صاحبان دانش و معرفت در مورد ابعاد مختلف زندگی زهرا سلام الله علیها به لحاظ مدیریتی ، سیاسی ، اجتماعی ، تربیتی ، آموزشی ، معنوی ، و .... تحقیق جامع نمایند و محصول پژوهش را به فرآیند آموزشی تبدیل کنند

2.        تأسیس دانشگاه فاطمی با  رسالت و وظیفه عرضه محصولات آموزشی انجام گرفته در بنیاد فاطمه شناسی برای تهیه و تدوین نظام نامه معرفتی با رویکرد تأسیس علم و دانش نوین در حوزه های مختلف روش شناسی و موضوع شناسی و مدیریتی و سیاسی و اجتماعی و آموزشی و ایجاد ساختار های جدید تربیتی و آموزشی و مدیریتی و .. و

3.        راه اندازی شبکه مدیریت پایان نامه ها در مقاطع مختلف تحصیلی در خصوص فاطمه شناسی در ابعاد مختلف آن

4.        راه اندازی سایت جهانی فاطمی برای معرفی محصولات و اقدامات انجام گرفته

5.        برگذاری جشنواره ملی فاطمه شناسی با موضوعات مختلف نقاشی ، خطاطی ، طراح وبلاگ ، بنر و پوستر و مقاله و هنر تجسمی و ....

6.        نمایشگاه ویژه در خصوص معرفی جایگاه و منزلت حضرت زهرا سلام علیها به نسل جوان .

7.        ساخت فیلم های کوتاه و بلند از زندگی سراسر نورانی او با موضوعات مختلف تربیتی ، سیاسی و اجتماعی و ...

8.        بر گزاری کرسی های ازاد اندیشی در مورد حضرت زهرا سلام الله علیها .

برچسب‌ها: فاطمه

در طول تاریخ حوادث بزرگ تاریخی تحت تاثیر حب و بغض ها قرار گرفته است بغض ها از سویی و حب ها از سویی آن جلوه اصلی ماجرا را اجازه نداده ما مشاهده کنیم دشمنان به دشمنی واقعه را تیره و تار کردند و حقیقت عرشی را فرشی کردند و دوستان هم به خاطر دوستی و عشق و علاقه این حقیقت را مشوه و مکدر کردند و هر چه خواستند به زبان راندند و اجازه ندادند همان گونه که بوده به دست ما برسد و واقعیت تاریخی گرفتار حب و بغض تاریخ نگاران و واقع نگران شده و کشف این حقیقت که بتوانی سره را از ناسره تشخیص بدهی کار سختی است برای ملاحظه متن سخنرانی اینجا را .http://persiandrive.com/460985

 کلیک کنید 

رابطه سیر در زمین  و نظر در آن و فعال سازی قلب و تعقل


1.       الحج : 46   أَ فَلَمْ یَسیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ یَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لکِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتی‏ فِی الصُّدُورِ

2.       یوسف : 109   وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ إِلاَّ رِجالاً نُوحی‏ إِلَیْهِمْ مِنْ أَهْلِ الْقُرى‏ أَ فَلَمْ یَسیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَدارُ الْآخِرَةِ خَیْرٌ لِلَّذینَ اتَّقَوْا أَ فَلا تَعْقِلُونَ

3.     

ادامه مطلب ...
برچسب‌ها: سیر ، زمین ، قلب

 مراد از انسان قرآنی آن است که از منظر قرآن این انسانی که در مکتب تربیتی قرآن کریم پرورش می یابد و تربیت می شود چه انسانی است و قرآن از چه متود و شیوه تربیتی برای ساختن و پرداختن انسان مورد نظر استفاده می کند

قرآن از موجودی به نام انسان چه تصویری ارایه می نماید و برای رساندن انسان به آن غایت منظور چه طرح و برنامه ای را برای آن تدوین نموده است ؟

  ادامه مطلب ...

" فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُون‏"[1]

امام علی علیه السلام " القلوب اقفال مفاتحها السّؤال " [2]

او زیر درخت سیب نسشته بود و در عالم درون خود سیر می کرد و در مورد آفرینش به فکر فرو رفته بود و در جستجو سؤالاتی بود که او را با خودش درگیر کرده بود ناگهان سیبی از درخت افتاد و ذهن پرسشگر او را به خود مشغول ساخت او فکرش متوجه این سؤال شد که چرا  سیب به طرف بالا  نرفت ؟ چرا بالا رفتن اشیاء نیاز به فشار دارد و پایین آمدن بدون وارد کردن هیچ نیروی انجام می گیرد ؟ چه علت یا عواملی پشت پرده وجود دارد ؟ و ... نیوتن که افکار و اندیشه اش بر اسب پرسشگری سوار بود و از این شاخه به آن شاخه و از این میدان به آن میدان جولان می داد در پی یافتن پاسخی بود که او را در منزل مقصود فرو نشاند او آن روزگار متوجه پرسشی شد که تا آن روز گار چه افراد زیادی زیر آن سیب نشسته و از سیبش خورده بودند اما کسی به آن توجه نکرده بود او با این سؤال خود دنیایی از دانش را به روی بشریت گشود و با کشف قانون جاذبه انقلاب بزرگی را در عرصه علمی به وجود آورد آری در اهمیت و جایگاه والای پرسش همین بس که پرسش سنگ بنای اصلی تفکر و اندیشه بشری است و علم و اندیشه و تمدن و پیشرفت و ترقی بشر مرهون پرسش های پرسشگران است پرسش خمیر مایه اصلی زایش و پیدایش اندیشه و عامل شکل گیری هویت و شخصیت فردی و اجتماعی است و طلوع و عروج و یا افول و غروب انسان ها در گرو پرسش های آنها است پرسش از چنان استعداد و قابلیتی بر خوردار است که می تواند موجب بالندگی و طراوت شادابی و خلاقیت نو آوری و آبادانی کشور و ملتی شود و می تواند موجب رکود و ارتجاع و پسروی اضمحلال و فروپاشی ملت و دولتی گردد از این رو است که قرآن حکیم کتاب انسان پرور و تمدن ساز با رویکرد آموزش ایجابی و سلبی که از ویژگی های آموزه های قرآنی است در صدها آیه موضوع پرسش و پرسشگری را چه به لحاظ پرسش های معرفتی و علمی و چه در قالب بیان نیازهای فردی و اجتماعی در کانون توجه خود قرار داده است و با طرح ده ها پرسش پایه و بنیادین علاوه بر تقویت و شکوفا سازی استعداد پرسشگری به اهمیت و جایگاه آن پرداخته است قرآن کریم از سوی مخاطبان خود را به پرسش و پرسشگری ترغیب و تشویق می کند " فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُون‏" و از سوی دیگر پرسش های نا بجا و بدون فراورده های علمی و عملی را نکوهش و سرزنش می نماید " أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ " ای کسانی که ایمان آورده اید از چیزهای که اگر برایتان آشکار شود ناراحتتان می کند سؤال نکنید .



[1] . سوره

[2] . .شرح آقاجمال الدین خوانسارى برغررالحکم ج‏1 374 1426 ..... ص : 374


1.         طرح بحث امام شناسی

مهمترین سئوالی که برای یک مومن شیعی در حوزه  مسائل اعتقادی مطرح است بحث امامت است چون مسئله امامت در فرهنگ شیعه بعنوان اساسی ترین و کلیدی ترین و جزء اصول دین به حساب می آید و در بین اصول دین اصل امامت نشان دهنده هویت اندیشه شیعی است که اگر مسئله امامت به طور صحیح و منطقی اثبات و برهانی نشود اساس اعتقادات شیعه مخدوش می شود و حتی بحث از نبوت و توحید که در تفکر شیعی معنای خاصی دارد از بین می رود چون توحید و نبوت شیعی از طریق امامت تبین و تفسیر می شود بنابر این اگر بحث امامت مخدوش شود بحث توحید و نبوت  شیعی هم متزلزل خواهد بود .

بنابر این بحث امامت مانند ستون و قائمه خیمه است که اگر بافتد تمام اندیشه شیعه با تمام اصول و فروعش از هم می پاشد و به  نخ تسبیح می ماند که  دانه های تسبیح را در کنار هم حفظ نموده است که اگر پاره شود تمام دانه تسبیح پراکنده می شود .

پس بحث از امامت بحث مهم و حیاتی است و باید بدان پرداخته شود تا معلوم شود که این اندیشه حق است یا باطل ؟

اصل بحث امامت بمعنای کسی که رابط بین خالق و مخلوق است و امامت به این معنی شامل پیامبران الهی هم می شود و امامت به این معنی امری پذیرفته شده بین تمام فرق اسلامی است .

این که بشر نیازمند به کس و کسانی است که او را از دستورات و فرامین خداوند آشنا کند و راههای جلب رضایت او را به مردم نشان بدهد و از مکروهات و مذمومات و چیزیهای که ناخوشایند او است مطلع سازد امری است مورد اتفاق تمام ادیان آسمانی است  امامت به این معنا که همان نبوت و رسالت است چالش و اختلافی ندارد .

بنابر این بحث امامت در تفکر شیعه مربوط به آنچه بیان شد نیست نقطه مرکزی بحث در بحث امامت این است که آیا امامت به این معنی باید استمرار داشته باشد یا با خاتمیت پیامبر اسلام پایان پذیرفته است و به عبارت دیگر پیامبر صلی الله علیه و آله بعد از خود کسانی را بعنوان وصی و جانشین خود به اذن و دستور خداوند منصوب فرموده است یا نه و به عبارت دیگر آیا لازم است  خداوند برای بعد از نبوت و رسالت کسانی را بعنوان امام برای بشریت نصب نماید یا لازم نیست و ملاک ضرورت و نیاز چیست ؟ در این درس نامه سعی می شود به این سؤال اساسی پاسخ داده شود و ویژگی ها و شرایط امام مورد بحث و گفتگو قرار گیرد

برای دریافت فایل به آدرس ذیل مراجعه کنید  

http://persiandrive.com/37873

برچسب‌ها: امام شناسی


حجت الاسلام علیرضا شجاعی مدیر حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان مرکز قزوین در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار سرویس سیاسی صبح قزوین، در رابطه با سالگرد تخریب حرم ائمه بقیع علیهم السلام اظهار داشت: در این زمینه باید چهار حوزه مختلف را مورد بررسی قرار داد.

 

ادامه مطلب ...

صبح قزوین : حجت الاسلام علیرضا شجاعی با تاکید بر اینکه نباید دچار شخصیت زدگی شد گفت:سری انحرافات فکری در مبانی دینی تفکرات دکتر شریعتی وجود دارد که علت آن ضعیف بودن شناخت وی از اسلام اصیل است، این استاد دانشگاه با اندیشه های شکل گرفته از مبانی غربی، نه متون واقعی دینی به اسلام نگاه می‌کرد.

 

ادامه مطلب ...


با قیافه گرفته و دلگیر باکاسه چشمانی پر از اشک وارد اتاقم شد گفت حاج اقا برای مشاوره آمده ام فلانی فرستاده است گفتم در خدمتم بفرمایید گفت نمی دانم چگونه بگویم بغض گلویش را گرفته است گفتم با شهامت باشید صریح و شفاف حرف بزن تاببینم چه کاری از دستم بر میاد او دلی پر درد از رفتارهای پدرش دارد پدری باز نشسته ظاهرا اهل ایمان و اهل نماز او از بر خوردهای ناصواب پدرش گلایه مند است او می گوید گاهی از باب دلسوزی پدرم را امر به معروف و نهی از منکر می کنم وقتی غیبت می کند تذکر می دهم و به خاطر همین با من رابطه اش خوب نیست قهر می کند من هم دلم به حالش می سوزد پدرم است نمی خواهم گرفتار آتش جهنم شود از این که می بینم گناه می کند ناراحت می شوم .

  ادامه مطلب ...