X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

ان الله لا یغیر بقوم حتی یغیر ما بانفسهم

اللهم غیر سؤ حالنا بحسن حالک

باز شب قدر شب  آسمانی فرا رسید شب قدری که از هزار ماه ثوابش بیشتر است
آیا می دانید هزار ماه یعنی  بیش از 83 سال عمر یک انسان
آیا می دانید 83 سال یعنی 30295 سی هزار و دویست و نود و پنج روز
آیا می دانید هزار ماه یعنی 727080 هفتصد و بیست و هفت هزار وهشتاد ساعت
آیا می دانید هزار ماه  یعنی43.624.800  چهل و سه میلیون و ششصد و بیست و چهار هزار و هشتصد ساعت
آیا  می دانید در هر دقیقه اگر فردی60 گام بر دارد در ساعت  3600متر راه خواهد رفت و در روز 86400 هشتاد و شش هزار و چهارصد متر در هر سال 31536000 سی و یک میلیون و 536هزار متر یعنی 31هزار و 536 کیلومتر مسافت و در 83 سال حرکت یعنی پیمودن 2 میلیون 617 هزار و 488 کیلو متر
آیا می دانید با پیمودن 2 میلیون 617 هزار و 488 کیلو متر از کجا تا کجا می توان رفت
....
آری پس یک شب نه برابر با هزار شب بلکه بیش از هزار شب ارزش دارد و این فرصتی نیست که ارزان از کف داده شود شبی که هر ثانیه آن بیش از هزار ثانیه ارزش دارد و این یعنی یک فرصت طلایی و استثنایی از این فرصت چگونه استفاده کنیم تا بتوانیم یک اندوخته 83 ساله را برای جهانی دیگر و سرای ابدی که هر روزش 50 هزار سال است ذخیره کنیم
قبل از این که بدانیم چه باید بکنیم باید به چند حقیقت اعتراف کنیم
گام اول
باید باور کنیم که احتیاج به تغییر افکار و اندیشه ها و اعمال و رفتارها داریم خیلی از دانسته ها و بایسته های ما نه دانسته اند و نه بایسته باید اعتراف کنیم که وضع موجود ما وضع مطلوب نیست تا این را نپذیریم در شب قدر اتفاق خاصی برای ما نمی افتد
گام دوم
باید باور کنیم که قدرت بر تغییر داریم و می توانیم افکار و اندیشه هایمان و اعمال و افعال ما را عوض کنیم و به گونه دیگری باندیشیم و به گونه دیگر عمل کنیم
گام سوم
باید باور کنیم برای تغییر دادن وضع خود نباید منتظر منجی باشیم و به دنیال بسترها و شرایط و یک عامل بیرونی بگردیم تغییر را باید از درون خود و از خود و به توسط خود و با دارای های که در اختیار داریم ایجاد کنیم
گام چهارم
باید باور کنیم تغییر روشمند و دارای قانون است و نمی شود بدون دانستن روش و قانون تغییر به وضع مطلوب را ایجاد کرد
گام پنجم
باید بدانیم تقدیر در شب قدر متناسب با تغییرات ما تقدیر می شود اگر خود را بیشتر تغییر دهیم تقدیر ما هم بیشتر تغییر خواهد کرد و اگر کمتر کمتر

تغییر گام به گام

گام اول
جا به جای

اولین تغییر جا به جای در حوزه دیدن و شنیدن است تغییر را باید از دیدنی ها و شنیدنی ها و خوردنی ها و نوشیدنی ها شروع کنی امشب اراده کن که هر چیزی را نبینی و هر چیزی را نشنوی و هر چه پیش آمد نخوری وننوشی
گام سوم
فکر و ذکر
در مورد خود فکر کنید آنچه بودید و آنچه شدید و آنچه که باید بشوید خود را بار دیگر به یاد آرید چه بودید چه شدید و چه می خواهد بشوید در خود فکر کنید در دارای ها وتوان مندی ها و خود را به یاد آرید که بچه بودید بی زبان بودید ، بی حرف بودید ، بی فکر بودید ، قدرت راه رفتن نداشتید خود را به یاد آرید که چگونه حرف زدن یاد گرفتید و خواندن و نوشتن و فکر کردن آموختی چگونه بزرگ شدی آری فکر کنید و خود را به یاد آرید و از گذشته های خوب خود استقبال کنید و آرزویش کنید و گذشته های بد خود را ببیند و از خود متنفر شوید به این که می توانید عوض شوید و خوب شوید و جهان را با خود همراه کنید باندیشید خود را خود جدید را به یاد آرید از خود تصویر زیبایی بسازید خود را بار دیگر تماشا کنید از خود و آینده خود و شخصیت خود آن گونه که دوست دارید باشید و بشوید تصویر جدید بسازید  خودتان را آن گونه تصویر کنید که دوست دارید باشید مثلا فرد همیشه خوشحال ، لبخند به لب ، در آرامش و آسایش ، صاحب مال و مقام ، همنشین حق ، همنشینی با امام علی و حسن و حسین ، راضی از خود و خدا ، فرد موفق و قادر بر دست یابی به موفقیت ها  آری یک تصویر زیبایی را از خود بسازید تصویری که دوست دارید آن بشوید
گذشته ها را در گذشته بگذارید بماند و به آینده ها باندیشید و برای بقیه عمر و زندگی تصویر زیبای از خود بسازید در مورد خدایی که می شناسید فکر کنید و آن را به یاد آرید که چه کارها برایتان انجام داده و چه دست گیریها ازتان کرده است
گام چهارم
دو دست نیاز  

آیا تصویری که از خود ساخته اید خودتان قادر به دست یابی به آن هستید آیا مانعی بر سر راه رسیدن به آن تصویر وجود ندارد ایا همه شرایط برای رسیدن به آن برایتان مهیا و آماده است آیا دستی یابی به آن بدون استمداد از دیگری برایتان ممکن و مقدور است ایا می دانید خیلی ها تصمیم گرفتن و فقط و فقط در تصمیم خودشان ماندن و مرگ اجل اجازه نداد قدم از قدم بر دارند خیلی ها تصمیم گرفتند اما موانع و شرایط دست و پا گیرشان شد ، خیلی ها تصمیم گرفتن اما موفقیتی به دست نیاوردند ؟
پس گام چهارم این باشد که به عجز و نا توانی خود اعتراف کنی که من به تنهایی برای رسیدن به آن خواسته ام قدرت لازم را ندارم پس دست نیاز دراز کن ، آری گردن کچ کن ، آری زاری بزن و اشک بریز و تمنا کن
گام پنجم
خدای من
بازنگری در باورهای ایمانی و دینی ضروری است خدای خودت را دست بسته ندان که کاری از دستش بر نمی آید و نمی تواند خواسته من را اجابت کند یا از من بدش می آید و راضی به دیدن من نیست یا مرا دوست ندارد خدای که بهش بدی کردم روم نمی شود ببینمش ، خدای که دوستش ندارم نه نه رابطه را عوض کن خدای خود را عوض کن با خدای نوی دوست شو خدایی که رحیم ، غفور ، ودود ، علیم ، حکیم ، عادل ، تواب ، واهب ، محبوب ، خدایی که به من عشق می ورزد ، از نجات من خوشحال می شود ، خدایی که قدرت دارد مرا به آغوش بگیرد از تمام بدی های من بگذرد ، خدایی که  اگر دست مرا بگیرد از بزرگیشی چیزی کم نمی شود خدایی که خودش می داند من کیم و خودش کیست  خدای که شب قدر را بهانه آشتی قرار داده تا سر سفره اش باشیم و فراریان هم برگردند این بهانه را با بهانه های بی خود از دست نده
او خالق من مخلوقم او رب و من مربوبم او رزاق و من مرزوقم او همه کاره است و من هیچ کاره او قادر است و من عاجز او علیم است من جاهل او مالک است و من مملوک و مفلوک او بی نیاز است و من نیازمند و محتاج آری خدایی که مثل ندارد او من هر گونه فکر کنم و بزرگش بدانم و خوبش بشمارم از همه این ها بهتر و برتر و والاتر است او اوست و من منم
گام ششم
من و خودم

لذت های چشیده در این شب را تکرار می کنم ، عشق به خدا را در دل خود زنده نگه می دارم از این خدا دیگر دست بر نمی دارم هر چقدر بدی کرده باشم از او دست نمی کشم زندگی کردن بی او برایم اصلا معنا و مفهومی ندارد و هیچ لذتی ندارد همه آفریده هایش زیبا و دوست داشتنی اند به هر سو می نگرم آثار و جلوات او را می بینم خوشحالم که خدایم را خوشحال کردم به آغوشش بازگشتم خوشحالم که او مرا به  حضور پذیرفت با من حرف زد دل نا آرامم را آرام کرد با او خواهم ماند و با او خواهم زیست و او را خواهم خواست به او توکل خواهم کرد و از او یاری خواهم جست که تغییریم را تقدیریم کند به بهترین حالات تغییریم دهد

 

برچسب‌ها: تقدیر و تغییر
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد