X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

درس نهم ـ اسماء عبادات و معاملات

طرح بحث

مراد از حقیقت شرعیه

دیدگاه ها

دیدگاه مصنف

دلیل مصنف

درس نهم ـ اسماء عبادات و معاملات

طرح بحث

مراد از حقیقت شرعیه

دیدگاه ها

دیدگاه مصنف

دلیل مصنف

ثمره و فایده بحث

طرح بحث

ما وقتی به متون دینی مانند کتاب و سنت مراجعه می کنیم با الفاظ و کلماتی الصلاه و الصوم ، الزکاه ، الحج و ... مواجه می شویم که نمی دانیم آیا الفاظ برای معنای خاصی از سوی شرع وضع شده است یا در همان معانی بکار می رود که در لغت بیان شده است واژه الصلاه به معنای دعا و الصوم به معنای امساک و الزکاه به معنای نمو و رشد و الحج به معنای قصد در لغت به کار رفته اند و در زمان قبل از امام صادق و امام باقر علیهم السلام این الفاظ در معانی خاصه متبادر بود مثلا نماز در رکعات خاصه به کار می رفت و صوم هم به معنای امساک خاص در زمان خاص که همان روزه باشد بکار می رفت با توجه به این دو نکته ( معانی لغوی و تبادر عرفی ) سؤالی که مطرح می شود این است که آیا این الفاظ مانند صلوه و صوم برای عبادت و اعمال خاص از سوی شارع وضع شده است یا وضع نشده است و اگر وضع شده است این وضع به چه صورتی انجام گرفته است آیا وضع تعیینی است یا وضع تعینی یا اصلا وضعی انجام نگرفته است .این درس به دنبال پاسخ به این سؤال است .

مراد از حقیقت شرعیه

بدون شک ما می دانیم که لفظ مانند صلات و صوم در معانی خاص که عبادت خاص است در بین مسلمین از صدر اسلام رایج بوده است و بدون شک از معانی لغوی آنها انتقال یافته در معنای غیر از معنای لغوی بکار رفته اند و لکن نمی دانیم آیا این لفظ در لسان شارع و نبی مکرم اسلام وضع جدید پیدا کرده است یا در اثر کثرت استعمال در زمان نبی مکرم اسلام وضع تعینی یافته است یا در عصر بعد از رسول و توسط پیروان و یاران او این الفاظ در معانی جدید وضع یافته است که در این صورت حقیقت متشرعه خواهد بود

خلاصه کلام ـ اگر این الفاظ توسط نبی مکرم اسلام و یا در زمان آن حضرت در معانی جدید وضع تعیینی و یا تعینی یافته باشد حقیقت شرعیه و اگر در عصر بعد از رسول این الفاظ در معانی جدید به کار رفته باشد حقیقت متشرعه می گویند .

دیدگاه ها

1.              حقیقت شرعیه نداریم ـ باقلانی

2.              از معنای لغوی به معنای شرعی در عصر رسول انتقال یافته است ( حقیقت شرعیه )

الف . به وضع تعیینی ـ امکان ندارد

ب. به وضع تعینی ـ بعید نیست

ج. استعمال به داعی وضع ـ بعید نیست

3.              نقل از معنای لغوی به معنای خاص در عصر بعد از رسول ( حقیقت متشرعه )

4.              این الفاظ از قبل از اسلام در معانی خاصه به کار می رفته است .

دیدگاه اول ـ نفس معانی لغوی

ابوبکر باقلانی که یکی از بزرگان اشاعره است موضوع حقیقت شرعیه به طور کلی منکر است و می گوید این الفاظ در همان معانی لغوی خود باقی مانده اند و لکن بر مصادیق مختلف تطبیق شده اند مثلا صلات برای معنای دعا وضع شده است و لکن شارع یکی از مصادیق دعا را که نماز بوده کشف نموده است . و همچنین از مصادیق صوم امساک مخصوص بوده است که شارع معلوم ساخته است .

مراد از ـ أما سائر الخصوصیات فقد علمت من دوال أخر ـ 

نماز خصوصیات مختلفی دارد مانند رکعات ، ارکان ، طهارت و استقبال به قبله و مقارنات و مقدمات و ... این گونه خصوصیات چگونه از نماز به معنای دعا فهمیده می شود بله در نماز سوره فاتحه الکتاب مشتمل بر دعا است و قنوت نماز هم مشتمل بر دعا است اما بقیه خصوصیات نماز چگونه از صلاه به معنای دعا فهمیده می شود ایشان ـ باقلانی ـ می گوید سایر خصوصیات نماز از طریق دلالت های دیگر فهمیده می شود مراد او از سایر دلالت ها چیست بیان نشده است که آیا مراد او دلالت التزامی و تضمنی است یا چیز دیگر ی است .

نقد دیدگاه

1.     این دیدگاه یک قول در مسئله محسوب نمی شود چون از اساس منکر حقیقت شرعیه است وقتی منکر است چگونه یکی از دیدگاه ها نظر منکر محسوب می شود.

2.     ادعای این که الفاظی مانند الصلاه و الصوم در همان معانی لغوی خود به کار رفته اند و الصلاه به معنای دعای خاص از مصادیق آن محسوب می شود .

أن المصادیق الفعلیه من جزئیاتها من السخافه بمکان مراد این است که مصادیق خارجی دعا مانند نماز خواند یا دست به دعا بر داشتن از اجزاء دعا محسوب می شود مثلا دعا قالب ها و اجزاء مختلف دارد که یک قالب آن نماز است

استاد سبحانی می فرماید این که نماز از مصادیق جزئی دعا شمرده شود کلام سخیف و سبکی است چرا که صلاه به معنای رکعات و ارکان کجا و صلاه به معنای دعا کجا چه ارتباطی بین این دو وجود دارد و صرف این که در نماز هم دعا وجود دارد نماز را از مصادیق دعا قرار نمی دهد و مانند لفظ صلاه است سایر الفاظ مانند صوم و حج و غیره

دیدگاه دوم ـ انتقال از معانی لغوی در عصر رسول

برخی گفته اند این الفاظ ـ الصلاه و الصوم و ... ـ در زمان حضرت رسول صلی الله علیه و آله از معانی لغوی به معانی شرعی انتقال یافته است و لکن در کیفیت و چگونگی این انتقال بحث است که در نهایت سه نظریه قابل فرض است که هر یک بررسی می شود

الف . انتقال توسط نبی مکرم اسلام انجام گرفته است به وضع تعیینی یعنی حضرت رسول به مردم اعلام فرماید ای مردم من واژه صلاه را تا به امروز در معنای دعا بکار می رفت برای چیزی که دارای رکعات و هئیت خاص است که همان نماز باشد قرار دادم

نقد این نظر

این نظریه خیلی دور از ذهن است چون اگر چنین وضعی انجام می گرفت قطعا از طریق روایات و صحابه نقل می شد در حالی که چنین نقلی وجود ندارد .

ب. انتقال لفظ صلاه از دعا به هئیت خاص که همان نماز مرسوم باشد به وضع تعینی بوده است که در اثر کثرت استعمال در عصر حضرت رسول وضع تعینی یافته است

این نظریه بعید نیست درست باشد چون زمان رسالت طولانی بوده و در مدت بیست سه سال تحقق وضع تعینی چیز بعیدی نیست

ج. انتقال لفظ صلاه از دعا به معنای رکعات مخصوصه در اثر استعمال به داعی وضع بوده است وقتی در خانواده ای که بچه ای تازه تولد یافته ای دارند و همه اعضاء خانواده انتظار دارند که بزرگ خانواده اسم بگذارد و او می گوید فرزندم حسن را بیاورید در اینجا این پدر بزرگ با استعمال لفظ فرزندم حسن ، در حقیقت در صدد نام گذاری بر فرزند خود است یعنی صرف به کار گیری لفظ حسن به این نیت که نام فرزندش را حسن بگذارد نام گذاری محسوب می شود و لذا شاید فرمایش حضرت رسول که فرمود صلوا کما رأیتمونی أصلی با این فرمایش می خواسته اعلام کند که مراد از صلاه یعنی همین که من انجام می دهم که این استعمال به داعی وضع باشد

این نظر هم قریب به ذهن است و امکان دارد که واقع شده باشد و اگر نظر دیگری نباشد که بهتر از این دو وجه باشد همین نظر قابل پذیرش است .

دیدگاه سوم ـ حقیقت متشرعه

الفاظی مانند صلاه و صوم به معنای اعمال مخصوص در زمان رسالت به صورت مجازی به می رفته است و در زمان بعد از رسالت در بین امت حضرت رسول وضع تعینی پیدا کرده است و از حقائق متشرعه محسوب می شود نه از معانی شرعی .

نقد و ارزیابی

زمان رسالت 23 سال طول کشیده است و این مدت زمان کوتاهی نیست که در عصر رسالتی که هر روز 5 وعده نماز خوانده می شد و همه مردم هر صبح و شام با چشم خود نماز حضرت را می دیدند چگونه ممکن است به صورت مجازی به کار رفته باشد و در زمان بعد از رسول وضع تعینی پیدا کند .

دیدگاه چهارم ـ حقیقت شرعیه

الفاظی مانند صلاه و صوم همان گونه که معانی حقیقی لغوی دارند همچنین معانی حقیقی شرعی هم دارند و از  قبل از بعثت و نزول قرآن وجود داشته است چون این عبادات از اختراعات وابتکارات حضرت رسول   rنیست بلکه عباداتی است که به تصریح قرآن در شرایع سابق هم رواج داشته است و خیلی بعید است در لغت عرب لفظی که حکایتگر از این معانی ـ یعنی هیئت نماز ـ حکایت نکند با این که در زمان جاهلیت حنیف ها یعنی تابعان حضرت ابراهیم علیه السلام نماز می خواندند و حج به جا می­آوردند .

آیاتی که بر این معنا دلالت می کنند به چند مورد اشاره می شود

البقرة : 183   یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ

الحج : 27   وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجالاً وَ عَلى‏ کُلِّ ضامِرٍ یَأْتینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمیقٍ

مریم : 31   وَ جَعَلَنی‏ مُبارَکاً أَیْنَ ما کُنْتُ وَ أَوْصانی‏ بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ ما دُمْتُ حَیًّا

اشکال

حقایق و معانی مانند صلاه و صوم و حج و زکات قبل از بعثت و تحقق دین مبین اسلام دلیل بر این نمی شود که این الفاظ ـ صوم و صلاه ـ دارای معانی شرعی بوده اند مگر این که ثابت بشود که این الفاظ در همان معانی مخصوص قبل از بعثت بکار می رفته است و عرب جاهلی به آن معانی آشنا بوده اند .

جواب

قبل از اسلام هم این ماهیت صلاه و صوم در بین مردم رایج بوده و بعید است که لفظی برای اشاره به این ماهیات وضع نشده باشد و مؤید این مطلب این است که حضرت رسول   rدر آغاز بعثت این الفاظ ـ صوم و صلاه ـ را  در همان معنای خاص خودش به کار می برده است چون لفظ صلاه در سورهای مکی 35 برابر بار تکرار شده است و نماز در قالب اسلامی آن در دهم بعثت در عروج حضرت به معراج تشریع شده است و آیات زیادی هم قبل از معراج نازل شده است که لفظ صلاه به کار رفته است مانند سوره

القیامة : 31   فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى

المدثر : 43   قالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ

الأعلى : 15   وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى

الکوثر : 2   فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انْحَرْ

و غیر از این آیات آیات دیگری هم وجود دارد که قبل از بعثت در مورد همین معانی نازل شده است و از مجموع این آیات استفاده می شود که الفاظی مانند صلاه و زکات حاکی از تبادر معانی شرعی از آغاز بعثت است .

منذ صدع ـ یعنی از زمانی که بعثت آشکار شد

ثمره و فایده بحث

ثمره و فایده این بحث حقیقت شرعی و متشرعه در روایاتی معلوم می شود که از زبان حضرت رسول  rوارد شده است که قرینه ای هم وجود ندارد که مراد چیست مثلا فرموده إذا رأیتم الهلال فصلوا طبق قول دوم حمل بر معنای حقیقی معروف می شود یعنی همان نماز با هیئات خاص ولی طبق قول سوم به معنای حقیقی معروف خود نخواهد بود و طبق قول چهارم ثمره ای ندارد چون در هر صورت حمل بر ماهیات شرعیه می شود .

توضیح مطلب

اگر حضرت رسول   rمطلبی را بیان فرماید که قرینه ای نباشد که مرادش را واضح نماید مانند « إذا رأیتم الهلال فصلوا » در این صورت وظیفه چیست ؟ طبق دیدگاه های مختلف آیا معنای فرمایش ایشان تغییر می کند

طبق دیدگاه اول صلاه در همان معنای دعا به کار می رود

طبق دیدگاه دوم یعنی وضع تعینی در زمان رسول یا وضع به داعی استعمال باشد در این صورت به معنای حقیقی معروف حمل می شود یعنی همان نماز و عبادت مخصوص .

طبق دیدگاه سوم که الفاظ در زمان حضرت به صورت مجاز به کار می رفته و در زمان بعد از رسول وضع تعینی پیدا کرده است در این صورت در صورت ورود کلامی از حضرت بدون قرینه به معنای مجازی آن حمل می شود

طبق دیدگاه چهارم این بحث ثمره ای ندارد چون در هر صورت به معنای حقیقی آن حمل می شود

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد