X
تبلیغات
رایتل

اعتراف یک مستبصر 

 

مهناز رئوفی (فاطمه السادات رستگاری) یکی از مستبصرانی است که به توفیق الهی، از فرقه ضاله بهائیت رویگردان شده، به اسلام عزیز گروید. او از سادات و اصالتا بهایی زاده است اما به همراه شوهرش به عقاید پوچ بهائیت پی برد و با اراده ­ای محکم و با تحقیق به اسلام ایمان آورد و همچنین با شمشیر تیز استدلال، بهائیان را به احتجاج طلبید.
از آن­جا که بهائیان به دلیل ضعفشان هرگز تن به مناظره با او ندادند، او با صحبت­ ها و نوشته­ های روشنگرانه ­اش به مبارزه با آنان رفت. رئوفی در چند برنامه رادیویی به افشای بهائیان و عقایدشان پرداخت. همچنین کتاب­ های سایه شوم (که به تدریج در روزنامه کیهان منتشر شد)، مسلخ عشق، چرا مسلمان شدم؟ و نامه­ای به برادرم را در همین راستا نوشت. او در کتاب نامه ­ای به برادرم، در قالب نامه ­ای به برادرش منصور رئوفی (که مسئول مشارکت قاره ­ای بیت العدل است) عقاید بهائیت را زیر سوال ­برد. در بخشی از این نامه، خانم رئوفی به نقل و بررسی بخشی از متن کتاب «اقدس» که از مهم ­ترین کتب بهائیان است، پرداخته است که چند نمونه از

آن را نقل می ­کنیم تا عمق انحراف فرقه ضاله بهائیت، این فرقه دست ساز استعمار، روشن شود. گفتنی است بخش هایی که در گیومه آورده شده از متن کتاب اقدس و ادامه آن توضیحات خانم رئوفی است.

حکم زنای مرد و زن :

«خدا برای هر مرد و زن زناکاری حکم کرده است که دیه ­ای به بیت العدل بپردازند و آن مقدار نُه مثقال طلا است و اگر دوباره به زنا عود کند، شما نیز در گرفتن، دو مقابل آن عود کنید. این است آنچه که مالک اسماء در دنیا بدان حکم کرده است.» آیا زنی که مورد تجاوز مردی قرار می ­گیرد، پرداخت ۹ مثقال طلا از سوی مرد به بیت العدل می ­تواند برای آن زن و خانواده آن زن خوشایند باشد؟ آیا به چنین حکمی راضی شده و از حیثیت بر باد رفته خود می­ توانند با ۹ مثقال طلا که به خود آنها نیز نمی­ رسد و به بیت العدل می ­رسد (که هیچ ربطی به بیت المال ندارد) و این حق الناس است نه حق دولت، راضی می ­شوند؟ آیا این عدل است که حق مردم به حکومت برسد و هیچ حدی برای مرد زناکار قائل نباشند؟ گذشته از این و مهم ­تر از اینها باید گفت چگونه در این حکم، زنای محصنه و غیرمحصنه مشخص نشده یعنی حکم مرد یا زن مجرد زناکار و یا مرد و زن متاهل یکی است؟ آیا اجرای این حکم از عدل و انصاف به دور نیست؟

در احکام زخم زدن و کتک کاری:

«و اما زخم زدن و کتک زدن، احکام آنها به اختلاف مقدار آنها، اختلاف پیدا می­ کند و دیان برای هر مقدار دیه ­ای معین کرده است. به درستی که او هر آینه حاکم عزیز منیع است.» آیا حق زخم خورده و کتک خورده است که دیه بگیرد یا بیت العدل؟ آیا رضایت مضروب اهمیتی ندارد؟ و دیان چه کسی است که تعیین کننده دیه است؟ چرا مشخص نشده است؟

پادشاهان پروس را مخاطب می سازد :

«بگو ای پادشاه بدان ندا را از این هیکل مبین گوش ده که می­ گوید لا اله الا انا الفرد القدیم یعنی خدائی جز من فرد و قدیم نیست.»
خطاب به پادشاهان آمریکا

«ای پادشاهان روسای جمهور آمریکا! به آنچه کبوتر بر شاخه درخت بقا می­ خواند که لا اله الا انا الباقی الغفور الکریم یعنی خدائی جز من غفور و باقی و کریم نیست. ای گروه امرا به صدائی که از مطلع کبریا بلند است که لا اله الا انا الناطق العلیم یعنی خدائی جز من ناطق علیم نیست گوش دهید با دست­ های عدل شکسته را اصلاح کنید و ستمکاران را به تازیانه­ های اوامر پروردگار خودتان که امر حکیم است، بشکنید.»
در خانه سوزی و قتل عمدی :

«کسی که خانه ­ای را عمداً آتش بزند او را بسوزانید و کسی که عمداً بکشد او را بکشید. قوانین خدا را با دستهای قدرت و اقتدار بگیرید و سنتهای خودتان را ترک کنید و اگر آنها را محکوم به حبس ابد کنید باکی در کتاب بر شما نخواهد آمد.» کسی که خانه را می ­سوزاند باید بی ­رحمانه سوزانده شود در حالی­ که یک جانی که باید کشته شود دیه می ­پردازد!! یعنی جان انسان به جای اموال مادی باید گرفته شود.

ذکر حکم پسران در حرمت زن پدران و حیاء بهاء از بیان آن :

«به تحقیق که زنِ پدران شما بر شما حرام شده است. ما حیا می­کنیم که حکم پسران را بیان کنیم. ای ملاء امکان از رحمن بپرهیزید و چیزی را که در لوح از آن نهی شدید مرتکب نشوید و در بیابان شهوات از سرگردانان نباشید.» برادر عزیز در این موضوع هم بیشتر دقت فرمائید چرا که سایر محارم دیگر را مشخص ننموده ­اند؟ آیا خواهران و دختران و خاله ها و … حلالند؟ اگر حلال نیست چرا مشخص نشده ­اند؟ اگر می­ خواهید بگوئید اینها در اسلام هم حلال نبوده و لازم به تذکر نیست، زنِ پدر هم در اسلام حلال نبوده و لازم به تذکر نبود، پس چرا فقط به زنِ پدر اشاره کرده ­اند و سایر محارم را نام نبرده ­اند؟ آیا بعضی­ ها حق ندارند که می ­گویند در مرام بهائیت جز مادر و زنِ پدر بقیه حلالند؟ البته بگذریم از مسائل چندش آور که با مستندات، عده ­ای جمع آوری نموده و حیثیت بهائیان را زیر سوال برده ­اند. آیا هرگز این سوال را از خود کرده بودید که این حکم چرا و چگونه به این منوال و این چنین در نهایت نقص، صادر شده؟ و اگر کسی مرتکب خطائی شد، به چه مجوزی می ­شود او را توبیخ و عقاب نمود؟ برادر جان! از آنجائی که این مکتب به دست سیاست مداران و دشمنان دین و دیانت ساخته شده و یکی از اهداف اصلی بهاء نیز به اطاعت از آنان همین مطلب بوده است، احکام بسیار اساسی و بنیادی را سطحی و ناقص مطرح نموده و در بسیاری موارد هیچ اشاره ­ای نکرده، مثل زنای محصنه و غیر محصنه و یا همین عدم توضیح حلال و حرام و محارم. اما مسائلی که به نظرش می ­توانسته ضربه­ای به اسلام وارد کند و عده ­ای مستعد بی دین را که غیرت و درد دین ندارند جذب کند، مفصل شرح داده در حالی که مطالبی بسیار جزئی هستند و نیازی به آن همه شرح و تفصیل ندارند

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد